نرم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نرم کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تلیین . لینت دادن .لینت بخشیدن : و توت ترش طبع را نرم کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و اگر چکندر بپزند و به آبکامه و روغن زیت چون آچاری سازند و پیش از طعام بخورد طبع را نرم کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و طبع را نرم باید کرد به حبی که از صبر و مصطکی و رب السوس سازند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ مطیع و فرمانبردارکردن . (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). ◄ ملایم ساختن . آرام کردن . (ناظم الاطباء) : بشد منذر و شاه را کرد نرم بگسترد پیشش سخنهای گرم . فردوسی . چه کنم گر سفیه را گردن نتوان نرم کردن از داشن . لبیبی . ◄ رام کردن . ریاضت دادن . فرهختن : کره ای را که کسی نرم نکرده ست متاز به جوانی و به زور و هنر خویش مناز. لبیبی . بدین لگام و بدین زینْت نفس بدخو را در این مقام همی نرم و رام باید کرد. ناصرخسرو. - نرم کردن گردن ؛ منقاد و مطیع کردن : روی مرا هجر کرد زردتر از زر گردن من عشق کرد نرم تر از دُخ . شاکر بخاری . گر که خدای شاه جهان خواجه بوعلی است بس گردنا که او بکند نرم چون خمیر. فرخی . همچنین باد کار او که مدام نرم کرده زمانه را گردن . فرخی . نگاه باید کرد تا احوال ایشان هرچه جمله رفته است و میرود در عدل ... و نرم کردن گردن ها. (تاریخ بیهقی ص ٩٤). کی نرم کند جز که به فرمان روانش این شیر به زیر قدمت گردن و یالش . ناصرخسرو. ◄ ادب کردن . رام کردن : تاپیش از آن که دست زمانه تو را نرم کند خود به چشم عقل اندر سخن من نگری . (قابوسنامه ). ◄ خرد کردن . درهم کوفتن . فروکوبیدن : نرم کرد آن غم درشت مرا در جگر کار کرد و کشت مرا. نظامی . ◄ سابیدن . سحق . ◄ پست کردن . یواش کردن . - نرم کردن آواز ؛ به ادب و آهستگی سخن گفتن . دست از بانگ و عربده کشیدن : نرم کن آواز و گوش هوش به من دار تات بگویم چه گفت سام نریمان . ناصرخسرو. ◄ خمیر کردن . از سفتی و سختی درآوردن : به فر کیی نرم کرد آهنا چو خود و زره کرد و چون جوشنا. فردوسی . ◄ صلح دادن . (ناظم الاطباء). مهربان کردن . بر سرمهر آوردن . - نرم کردن دل : به من ای پسر گفت دل نرم کن گذشته مکن یاد و دل گرم کن . فردوسی . به مدارا دل تو نرم کنم آخر کار به درم نرم کنم گر به مدارا نشود. منوچهری . ◄ آبکی کردن . آب لمبو کردن : نرم کردستیم و زرد چو زردآلو قصد کردی که بخواهیم همی خوردن . ناصرخسرو. - نرم کردن اعضا و مفاصل ؛ : و از روی طلب اندر دانستن تیر و کمان چند منفعت ظاهر است، ریاضت توان کرد به وی اعصاب را قوی کند و مفاصل را نرم کند و فرمانبردار گرداند. (نوروزنامه ). حکیمی بازپیچانید رویش مفاصل نرم کرد از هر دو سویش . سعدی .