نرم کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تسکین دادن ملایم کردن تخفیف دادن [درد] رسیده کردن، آماده کردن چرب کردن، مالیدن، روغن زدن، لیز کردن آب زدن، نم کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تسکین دادن ملایم کردن تخفیف دادن [درد] رسیده کردن، آماده کردن چرب کردن، مالیدن، روغن زدن، لیز کردن آب زدن، نم کردن