نزدیکبین (ضعیفچشم)/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهداندوربین، لوچ، یکچشم کمسو آستیگماتواژه قبلی: نزدیکیواژه بعدی: نزدیکشونده