واژه جو

نستعلیق گوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نستعلیق گوی . [ ن َت َ ] (نف مرکب ) کسی که با تکلف فصیح سخن گوید. (فرهنگ نظام ). کسی که الفاظ فصیح و بلیغ به تکلف گوید و الفاظ به مخرج ادا کند. (غیاث اللغات ) : ز نستعلیق گو یاقوت لب ریحان خطی دارم کز انگشت شهادت می کشد خط بر غبار من . محمدسعید اشرف (از آنندراج ).

معنی نستعلیق گوی | واژه جو