واژه جو

نستهن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نستهن . [ ن َ ت َ هََ ] (اِخ ) نام برادر پیران ویسه است که در کوه گنابد بر دست بیجن کشته شد. نستیهن . (برهان قاطع). رجوع به مدخل بعد شود.

معنی نستهن | واژه جو