نسخه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسخه . [ ن ُ خ َ / خ ِ ] (از ع، اِ) کتاب . (آنندراج ) (از فرهنگ نظام ) : نسخه ٔ رخ همه عُجْم و نقطه است از خط اشک زو معمای غم من به فکر بگشایید. خاقانی . در محبت همه لخت دل شق می شمرم نسخه بسیار عزیز است ورق می شمرم ! رایج (از آنندراج ). رجوع به نسخة و نسخت شود. ◄ کتابی که از روی آن نویسند. (ناظم الاطباء). آنچه از آن بازنویسند. (دهار). اصلی که از آن رونویس کنند. ◄ نوشته ٔ اشعار که تعزیه خوان در دست دارد و گاه ِ خواندن تعزیه چون فراموش کند بدان رجوع کند. (یادداشت مؤلف ). - امثال : نسخه اش را گم کرده است . ◄ نوشته شده . (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات از کشف اللغات ). ◄ کتاب و هر نوشته که از روی کتاب و یا نوشته ٔ دیگری نوشته شده باشد. (فرهنگ نظام ). رونویسی از کتابی . رونویس . رونوشت . (یادداشت مؤلف ) : بیاورد پس دفتر خواسته همان نسخه ٔ گنج آراسته . فردوسی . ◄ سیاهه . صورت . ریز. ◄ کاغذپاره که بر آن اسماء و ترتیب ادویه نوشته به بیمار دهند.(آنندراج ). نام دواها که طبیب برای درمان بیمار بر کاغذپاره ای بنویسد. (فرهنگ نظام ). یادداشتی که پزشک روی آن نام دواها و دستور معالجه را نویسد. دستور دوای طبیبی مریض را. نسخه ٔ طبیب . صفة. دستور ادویه و مقدار آن که طبیبی بیماری را نویسد . (یادداشت مؤلف ) : نسخه ٔ دارو ز طبیبان طلب . خواجو. روی نکو معالجه ٔ عمر کوته است این نسخه از بیاض مسیحا نوشته ایم . نظیری (از آنندراج ). ◄ بر بعضی ادویات که برای دفع مرض برگزینند نیز اطلاق کنند. (آنندراج ). ◄ نوشتن . (آنندراج از صراح ). رجوع به نسخه کردن شود.