نسط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسط. [ ن َ ] (ع مص ) به دست برآوردن آب گشن از رحم ناقه . (منتهی الارب )(آنندراج ). دست در زهدان ماده شتر کردن برآوردن آب گشن را. (از ناظم الاطباء). ◄ پاک کردن روده را به دست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تراشیدن روده را با انگشتان . (از معجم متن اللغة). ◄ جامه ٔ ترکرده فشردن تا آب بیرون رود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ زدن کسی را با تازیانه . (از معجم متن اللغة). در تمام معانی رجوع به مَسْط شود.
نسط. [ ن ُ س ُ ] (ع اِ) آنان که به در کنند بچگان را وقتی که زادن دشوار گردد. (منتهی الارب )(آنندراج ) (از ناظم الاطباء). آنانکه بیرون کشند نوزاد شتر را چون زادن بر ناقه دشوار شود. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد).