واژه جو

نسق بند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نسق بند. [ ن َ س َ ب َ ] (نف مرکب ) قراردهنده ٔ قاعده . (آنندراج ). آنکه نظم می دهد و مرتب می کند اساس و بنیان کاری را. (ناظم الاطباء) : علی را وکیل خدا خوانده اند نسق بند ارض و سما خوانده اند. ملاطغرا (از آنندراج ). ◄ عامل ملک . (غیاث اللغات ). که بنیچه بندی کند.

معنی نسق بند | واژه جو