نسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسم . [ ن َ ] (ع مص ) سخت وزیدن باد. (از ناظم الاطباء). نسیم . نَسَمان . (المنجد) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به نسیم شود. ◄ متغیر شدن چیزی . (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). دیگرگون شدن . ◄ سپل زدن شتر.(از ناظم الاطباء). فروکوفتن شتر با سپلش زمین را و اثر گذاشتن در آن . (از المنجد) (از اقرب الموارد).
نسم . [ن َ س َ ] (ع اِ) دَم روح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نفَس روح . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). ج، انسام، نسم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ تاسه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ دم باد نرم، و اول بادی که وزیدن گیرد. و فی الحدیث : بعثت فی نسم الساعة؛ أی حین ابتدأت و اقبلت اوائلها. (منتهی الارب ). نسم الریح ؛ باد نرم، و اول بادی که وزیدن گیرد پیش از آنکه سخت شود. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ بوی شیر. بوی چربش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بوی شیر.بوی چربی . (ناظم الاطباء). بوی شیر و چربی . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ راه ناپیدا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). طریق دارس . راه مدروس . (از اقرب الموارد). ◄ نوعی از مرغان سبزرنگ تیزپرواز. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ نَسَمة. رجوع به نَسَمة شود. ◄ بینی که بدان تنسم کنند. (از المنجد). ◄ (مص ) متغیر گردیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دیگرگون شدن چیزی . (از اقرب الموارد). گویند: نَسِم َ الشی ٔ. ◄ سوده شدن سپل شتر. نَسِم َ البعیر؛ نقب منسمه . (اقرب الموارد) (المنجد).