واژه جو

نسوج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نسوج . [ ن َ ] (ع ص ) شترماده ای که بار بر آن مضطرب نشود، یا ناقه ای که بار وی بر دوش وی آید از شدت سیر وی . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).

نسوج . [ ن ُ ] (ع اِ) ج ِ نَسْج . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نَسْج شود.

معنی نسوج | واژه جو