نسک
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) (اِ.) = نرسنک. نرسک: ۱- عدس. ۲- خارخسک.
(~.) (اِ.) هر بخش از بیست و یک بخش اوستا که به منزله فصل و باب است.
(نُ یا نَ یا نِ) [ ع. ] (مص ل.) عبادت کردن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) (اِ.) = نرسنک. نرسک: ۱- عدس. ۲- خارخسک.
(~.) (اِ.) هر بخش از بیست و یک بخش اوستا که به منزله فصل و باب است.
(نُ یا نَ یا نِ) [ ع. ] (مص ل.) عبادت کردن.