نشاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشاک . [ ن َ ] (هزوارش، اِ) به لغت زند و پازند به معنی شکر باشد که از حلوا و چیزهای دیگر پزند. (برهان قاطع) (آنندراج ). شکر. سکر. (از ناظم الاطباء). هزوارش ِ کلمه ٔ شکر است . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشاک . [ ن َ ] (هزوارش، اِ) به لغت زند و پازند به معنی شکر باشد که از حلوا و چیزهای دیگر پزند. (برهان قاطع) (آنندراج ). شکر. سکر. (از ناظم الاطباء). هزوارش ِ کلمه ٔ شکر است . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).