نشتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشتی . [ ن ِ ] (حامص ) (از: نشت + ی حاصل مصدر، اسم معنی ). (حاشیه ٔ برهان قاطع). به معنی خوشی و نیکی باشد، چه نشت به معنی خوش و نیک است . (برهان قاطع).خوشی . نیکی . (ناظم الاطباء). ◄ (فعل ) به معنی : چونی ؟ و چه حال داری ؟ هم هست . (برهان قاطع).
نشتی . [ ن َ ] (حامص ) سستی . زبونی . ناتوانی . بی استواری . (ناظم الاطباء). رجوع به نشت شود. ◄ (ص نسبی ) که نشت کرده باشد. مایعی که از ظرفش نفوذ کرده و تراویده باشد: روغن نشتی .