نشست و خفت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشست و خفت . [ ن ِ ش َ ت ُ خ ُ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) مصاحبت . مؤانست . هم نشینی : آن را که به سرش در خرد باشد با دیو نشست و خفت چون دارد. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشست و خفت . [ ن ِ ش َ ت ُ خ ُ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) مصاحبت . مؤانست . هم نشینی : آن را که به سرش در خرد باشد با دیو نشست و خفت چون دارد. ناصرخسرو.