نشمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ مِ) (ص.) (عا.) زن بدکاره، روسپی.مترادفها و واژههای مرتبطرفیقه، روسپی، مترس، معشوقهواژه قبلی: نشلیدنواژه بعدی: نشمیدن