نصب کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگماشتن، گذاشتن، کارگذاشتن، برنشانیدن، برنشاندهواژه قبلی: نصبواژه بعدی: نصحت