نصح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ یا نِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) پند دادن، اندرز کردن.<BR>۲- (اِ.) پند، اندرز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ یا نِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) پند دادن، اندرز کردن. ۲- (اِ.) پند، اندرز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصح . [ ن َ ] (ع مص ) جامه دوختن . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). نُصح . (متن اللغة). ◄ صافی شدن . (از المنجد). ◄ خالص شدن . نُصوح . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ خالص کردن توبه را از شوائب عزم بر رجوع به آن . (از المنجد). ◄ خالص کردن کار را. (از اقرب الموارد). ◄ تصفیه کردن عسل را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ آشامیدن و سیراب شدن . نُصح . (از متن اللغة). ◄ سیراب کردن باران بلد را تا چنان پرسبزه شود که جای خالی در آن نماند. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). نُصح . (متن اللغة).
نصح .[ ن ُ ] (ع مص ) نصیحت کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠٠) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). پند دادن . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). وعظ کردن و خالص کردن مودت نسبت به کسی . (از اقرب الموارد) (از المنجد). خالص کردن نصیحت کسی را. (از متن اللغة). نیک خواستن . (دهار). نَصح . نَصاحَة. نَصاحیَة. (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغة). نُصوح . (متن اللغة). نِصاحَة. (المنجد) (متن اللغة). نصیحة. (متن اللغة). نصاحت . (یادداشت مؤلف ) ◄ خالص و بی آمیغ شدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). خالص شدن . (از متن اللغة). رجوع به نَصح شود. ◄ به سیرابی خوردن آب را. (از منتهی الارب ). آب خوردن تا سیراب شدن . (از ناظم الاطباء). ◄ سیراب کردن باران جائی را و گیاه رویانیدن چنان که جائی خالی نماند. (از ناظم الاطباء). رجوع به نَصح شود. ◄ جامه دوختن . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة). نَصح . (متن اللغة). ◄ (اِمص، اِ) خلوص در گفتار و کردار . ضد غش .(از متن اللغة). ◄ خلوص ؛ اجتهاد در مشورت . (یادداشت مؤلف ). ◄ نصیحت . (متن اللغة).پند و اندرز. (یادداشت مؤلف ) : چون سلطان از قبول نصح ایشان مأیوس گشت . (جهانگشای جوینی ). گوید او آری نه از بهر نیاز تا که ناصح کم کند نصح دراز. مولوی .
نصح . [ ن ُ ص ُ ] (ع اِ) ج ِ نصاح به معنی خیط و رشته و سلک . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
واژگان قرآن
إِذا نَصَحُوا لِلّهِ «نصح» در اصل به معناى خالص ساختن است، و کلمه جامعى است که هر گونه خیرخواهى و اقدام مخلصانه را شامل مى شود، و چون مسأله جهاد مطرح است، ناظر به کوشش ها و تلاش هایى است که در این زمینه صورت مى گیرد.(20)