نصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ) [ ع. ] (اِمص.) یاری، کمک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (اِمص.) یاری، کمک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصر. [ ن َ ص َ ] (ع اِ) فتح . پیروزی . نَصر. رجوع به نصر شود : تا که به گیتی مدد است از طرب تا که به عالم نصر است از ظفر از طرب آبادمدد بر مدد در ظفرآباد نصر بر نصر. معزی (از آنندراج ).
نصر. [ ن َص ْ ص َ ] (ع اِ) اسم صنم است . (از متن اللغة).
نصر. [ ن ُ ص َ ](ع ص ) یاری کننده . (ناظم الاطباء). ناصر. (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغة). نصیر. نَصر. (متن اللغة).
واژگان فارسی سره واژهدان
یاریگر، یاری دادن، بخشیدن
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه