نصیرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصیرآباد. [ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش زرند شهرستان ساوه در ٩ هزارگزی شمال غربی زرند، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ٣٣٩ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و چغندرقند و پنبه و کرچک و شاه دانه، شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
نصیرآباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش کرج شهرستان تهران در ٩ هزارگزی جنوب غربی کرج بر سر راه کرج به اشتهارد، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ١١٤ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔکرج، محصولش غلات، چغندر، بنشن، و اقسام میوه ها. شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
نصیرآباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . در ١٩ هزارگزی شمال غربی ری، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ١٨٧ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و چغندرقند و محصولات آنجا صیفی و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).