نصیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصیل . [ ن َ ] (ع اِ) سنگی است دراز به اندازه ٔ یک گز که به آن چیزی کوبند. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، نُصُل . ◄ تیر . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به معنی بعدی شود. ◄ تبر. فأس . (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغة). ◄ گندم صاف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گندم پاک کرده، که در آن خاک و ریگ و جز آن نباشد. (از المنجد) (از اقرب الموارد). ◄ تلاق زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بَظر. (متن اللغة). ◄ شعبه ای از وادی . (از المنجد). ◄ کام دهن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ پیوند میان گردن و سر. زیر هر دو زنخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مفصل میان گردن و سر، زیر زنخ . (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ زیر گلوگاه . (مهذب الاسماء). حنک . (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغة). ◄ اعلای سر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). ◄ نصیل الحجر؛ روی آن . (از المنجد). ◄ نول مرغ یا بینی آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).خَطم . منقار مرغان . (از اقرب الموارد). ج، نُصُل .