نظارت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ رَ) [ ع. نظاره ] (اِمص.) ۱- نگریستن، دیدن. ۲- مراقبت در انجام کاری.مترادفها و واژههای مرتبطبازرسی، بررسی، سرپرستی، مباشرت، مراقبتتماشا، نظر، نگرشواژه قبلی: نظارواژه بعدی: نظاره