نظافت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ فَ) [ ع. نظافة ] (اِمص.) پاکیزگی، تمیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ فَ) [ ع. نظافه ] (اِمص.) پاکیزگی، تمیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظافت . [ ن َ ف َ ](ع اِمص ) پاکیزگی . (بحر الجواهر) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). پاکی . (ناظم الاطباء). مقابل قذارت . (یادداشت مؤلف ). نظافة. رجوع به نظافة شود. - نظافت دادن ؛ پاک و پاکیزه کردن . رفت و روب کردن : همه به سجده نظافت دهد مساجد را بلی منظف مسجد بود دم روباه . خاقانی . - نظافت کردن ؛ در تداول، نظافت دادن . پاک و پاکیزه کردن .
واژگان فارسی سره واژهدان
رفت و روب، پاکیزه کردن، پاکیزگی، پاکی