نظام استرابادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظام استرابادی . [ ن ِ م ِ اِ ت ِ ] (اِخ ) (مولانا...) نظام الدین استرابادی متخلص و مشهور به نظام، از شعرای قرن نهم و دهم، در هرات سکونت داشته و در همانجا به سال ٩٢١ هَ . ق . درگذشته است . قصایدی در مدح اهل بیت و منظومه ای به عنوان سلیمان و بلقیس دارد، دیوان او بالغ بر ١٧٠٠ بیت است، او راست : تیرت گذشت از جان در دل گرفت منزل جان یافت راحت اما کار دل است مشکل . بهم بود غم و شادی اسیر دنیا را مگس دو دست به سر پای در شکر دارد. به باغ دل در این بستانسرای عالم فانی نهال آرزو منشان که بار آرد پشیمانی . (از ریحانة الادب ج ٤ص ٢٠٧) (هدیةالاحباب ص ٢٥٦) (مجمعالفصحا چ مصفا ج ٤ ص ١٠٥) (فهرست مدرسه ٔ سپه سالار ج ٢ ص ٢١١) (سفینة الشعراء ص ٣٠٥) (روز روشن ص ٨٣٣) (تذکره ٔ نتایج الافکار ص ٧٠٩) (هفت اقلیم ذیل اقلیم چهارم ) (قاموس الاعلام ج ٦) (شمع انجمن ص ٤٥١) (حبیب السیر جزو ٣ ج ٣ ص ٣٤٢) (آتشکده ٔ آذر ص ١٥٩). و نیز رجوع به مجالس المؤمنین ص ٢٥٥ شود.