نظامی | خمسه | خسرو و شیرین | بخش ۴۹ - بزمآرائی خسرو
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چهارم روز مجلس تازه کردند غناها را بلند آوازه کردند به بخشیدن در آمد دست دریا زمین گشت از جواهر چون ثریا ملک چون شد ز نوش ساقیان مست غم دیدار شیرین بردش از دست طلب فرمود کردن باربد را وزو درمان طلب شد درد خود را