نظر زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظر زدن . [ ن َ ظَ زَ دَ] (مص مرکب ) چشم زخم رسانیدن . (ناظم الاطباء). چشم زدن . نظر کردن . چشم زخم زدن . به چشم بد کردن . (یادداشت مؤلف ). ◄ نظر کردن . (آنندراج از فرهنگ سکندرنامه ٔ بری ). نظر افکندن . نگاه کردن : نزد برکس از تنگ چشمی نظر ز چشمش دهانش بسی تنگ تر. نظامی (آنندراج ).