نظر کرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دِ) [ ع - فا. ] (ص مف.) (عا.) مورد توجه و عنایت درگاه الوهیت واقع شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دِ) [ ع - فا. ] (ص مف.) (عا.) مورد توجه و عنایت درگاه الوهیت واقع شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظرکرده . [ ن َ ظَ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) که طرف توجه و عنایت یکی از اولیاء یا انبیاء واقعشده باشد. مورد لطف امامی یا امام زاده ای شده به صورت اعجاز. طرف توجه ارواح مقدسه شده، مثل کمربسته . (یادداشت مؤلف ). چون کسی از خدمت اولیا و اهل حال به نوائی رسد، گویند نظرکرده ٔ فلانی است یعنی منظور نظر و پرورده و تربیت کرده ٔ اوست . (آنندراج ) : گلی کآبروبخش هر فرقه است نظرکرده ٔ بخیه ٔ خرقه است . ملاطغرا (آنندراج ). همه رستم عهد در پردلی نظرکرده ٔ شیر یزدان علی . ملاطغرا (آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی