نظر گماشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظر گماشتن . [ ن َ ظَ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) نگریستن . نگاه کردن . روی کردن : بر زهره نظر گماشت اول گفت ای به تو بخت را معول . نظامی . این زمان در تنعمی است که چرخ می نیارد براو گماشت نظر. ظهیر (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظر گماشتن . [ ن َ ظَ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) نگریستن . نگاه کردن . روی کردن : بر زهره نظر گماشت اول گفت ای به تو بخت را معول . نظامی . این زمان در تنعمی است که چرخ می نیارد براو گماشت نظر. ظهیر (آنندراج ).