نظربلند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بُ لَ) [ ع - فا. ] (ص مر.) دارای طبع غنی، دارای سعة صدر. مق نظرتنگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بُ لَ) [ ع - فا. ] (ص مر.) دارای طبع غنی، دارای سعه صدر. مق نظرتنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظربلند. [ ن َظَ ب ُ ل َ ] (ص مرکب ) بلندنظر. بلندهمت . مقابل کوته نظر. که خردک نگرش و اندک بین نیست . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ طیفی واژهدان
سخاوتمند، باسخاوت، پرمایه، سخی، کریم، دستودلباز، لارژ، ولخرج ایثارگر، بیغرض بخشنده، بامروت، بافتوت، بزرگهمت، خیرخواه مهماننواز، اجتماعی، معاشرتی بزرگمرد، جوانمرد، راد، انسان، مرد سخاوتمندانه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی