نظم داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مرتب بودن، هماهنگ بودن، با هم خواندن، سازگار بودن (شدن) وارد صف شدن، در صف قرارگرفتن، دررتبه صحیح قرارگرفتن، جای خود نشستن، مستقر شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مرتب بودن، هماهنگ بودن، با هم خواندن، سازگار بودن (شدن) وارد صف شدن، در صف قرارگرفتن، دررتبه صحیح قرارگرفتن، جای خود نشستن، مستقر شدن