نظم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) آراستن، ترتیب دادن. ۲- به رشته کشیدن مروارید. ۳- (اِ.) کلام موزون و با قافیه.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) آراستن، ترتیب دادن. ۲- به رشته کشیدن مروارید. ۳- (اِ.) کلام موزون و با قافیه.