نعام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعام . [ ن َ ] (ع اِ) شترمرغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اشترمرغ . (مهذب الاسماء). ج ِ نعامة.(دهار). جمع نعامة است و بر واحد هم اطلاق شود. (از اقرب الموارد). اسم جنس است، مثل حمام . واحد آن نعامة است . (از منتهی الارب ). بر مذکر و مؤنث هر دو اطلاق شود. (ناظم الاطباء). ◄ دشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مفازة. (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ نشان که در راهها نصب کنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (فرهنگ خطی ) (ناظم الاطباء).
نعام . [ ن َ ] (ع ق ) کلمه ای است چون «بلی »، جز اینکه در جواب واجب گفته شود. (از تاج العروس ). لغتی است در نَعَم . (از اقرب الموارد). بلی . (ناظم الاطباء). آری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کلمه ٔ تصدیق و ایجاب . (ناظم الاطباء).
نعام . [ ن َ / ن ُ / ن ِ م َ ] (ع اِ) نعام َعَیْن ؛ برای کامرانی و خاطرنوازی . (ناظم الاطباء). گویند: افعل ذلک نُعم َ و نَعم َ و نُعمَةَ و نِعمَةَ و نِعام َ و نَعام َ و نُعام َ و نِعامة و نُعامة و نعامی و نعیم عین ؛ ای افعله اکراماً لک و انعاماً لعینک . (معجم متن اللغة). افعل ذلک نعم عین، بالتثلیث و النصب باضمار الفعل ؛ ای افعل ذلک انعاماً لعینک و اکراماً لک و ما اشبهه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).