نعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعت . [ ن َ ] (ع اِ) صفت . (از اقرب الموارد) (آنندراج ). نشان . (مهذب الاسماء) (السامی ). نشانه . نشانی .(یادداشت مؤلف ). وصف . توصیف . ج، نعوت : روی ترکان را تا وصف به لاله ست و به گل زلف خوبان را تا نعت به قیر و ساج است . مسعودسعد. صفت و نعت او به نزد خرد همه آلاء و کبریا باشد. مسعودسعد. جاوید همی باش به این نعت و به این وصف پاکیزه به اخلاق و پسندیده به افعال . معزی (آنندراج ). وصفش همه تنزیه ز پیوند و ز فرزند نعتش همه تقدیس ز امثال و ز اقران . معزی (آنندراج ). خار و گل دارند نعت عنف و وصف لطف تو تا ولی را بوی بخشی و عدو را دل خلی . سوزنی . نقیب از پیش رفت و هر سو دوید که مردی بدین نعت و صورت که دید. سعدی . تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی . سعدی . کسی را که نام آمد اندر میان به نیکوترین نام و نعتش بخوان . سعدی . ◄ ستایش . تعریف . تحسین . مدح و ثنا. (ناظم الاطباء) : چون به در مصطفی نایب حسان توئی فرض بود نعت او حرز امم ساختن . خاقانی . لاجرم از عشق نعت و ز شعف مدح تو زآتش خاطر مراست شعر چو آب روان . خاقانی . چون شود از نعت تو این لب من درفشان چون شود از مدح تو خاطر من زرنثار. خاقانی . ◄ ستایش و ثنای رسول اﷲ. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به معنی قبلی شود. ◄ تابعی که دلالت بر معنایی در متبوع خود کند، و در اعراب و تذکیر و تأنیث و افراد و تثنیه و جمع و تعریف و تنکیر تابع متبوع است . رجوع به صفت و تابع شود. ◄ به معنی صیغه ٔ اسم فاعل و اسم مفعول و صیغه ٔ صفت مشبهه است . (آنندراج ) (از غیاث اللغات ). رجوع به صفت شود. ◄ (ص ) اسب نیکوپیشی گیرنده اسبان را.(از منتهی الارب ). فرس عتیق سباق . (اقرب الموارد): فرس نعت ؛ بلیغ فی العتق . (از اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ جید و خوب از هر چیزی . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة): شی ٔ نعت ؛ جید بالغ. (اقرب الموارد). ◄ (مص ) تعریف و وصف کردن . (غیاث اللغات ). صفت کردن کسی را. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). وصف کردن چیزی را به خوبی که در وی باشد و در چیز قبیح استعمال نمی گردد بر خلاف وصف که در حسن و قبح هر دو استعمال می شود. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). وصف کردن چیزی را بدانچه در اوست و مبالغه کردن در وصف . (از متن اللغة). نشان دادن . (تاج المصادر بیهقی ). وصف . شناسانیدن . توصیف . تعریف . (یادداشت مؤلف ).