نعره برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعره برداشتن . [ ن َ رَ / رِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) غریو کردن . فریاد و فغان کردن : به شهر اندرون نعره برداشتند وز آن پس همه شهر بگذاشتند. فردوسی . سپه یکسره نعره برداشتند سنان ها به ابر اندر افراشتند. فردوسی . سوی پهلوان روی برگاشتند وز آن دیدگه نعره برداشتند. فردوسی .