نعره وار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعره وار. [ ن َ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) ندا، و آن نصف میل است و میل ثلث فرسنگ است، پس نعره وار شش یک ِ فرسنگ باشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ مسافتی که آوازه ٔ نعره ای بدانجای رسد : اسبی دارم که نعره واری طی می نکند به یک شبانروز. نزاری . هنوز نعره واری راه نرفته بودند که باد سختی برخاست . (تاریخ نگارستان ). که دردامان کوه و کوهساری که تاکوه است از آنجا نعره واری . وحشی .