نعل ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعل ریختن . [ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) سخت دویدن . نعل افکندن . نعل انداختن : زید را اکنون نیابی کو گریخت جست از صف نعال و نعل ریخت . مولوی . ◄ واماندن به علت دویدن و تاختن . خسته و مانده شدن و بجای منظور نرسیدن : حاجتش نبود به سوی کُه گریخت کز پی اش کره ٔفلک صد نعل ریخت . مولوی .