نعل معکوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعل معکوس . [ ن َ ل ِ م َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نعل واژگون . نعل وارونه . رجوع به نعل وارونه شود : این نسوزد و آن بسوزد ای عجب نعل معکوس است در راه طلب . مولوی . بدگمانی نعل معکوس وی است گرچه هر جزویش جاسوس وی است . مولوی .