نعل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعل کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نعل بستن . نعل کوبیدن . نعل را بر سم ستور استوار ساختن . نعل زدن . - خر کریم را نعل کردن ؛ رشوه دادن . به قاضی یا حاکم و فرمانروا رشوه دادن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعل کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نعل بستن . نعل کوبیدن . نعل را بر سم ستور استوار ساختن . نعل زدن . - خر کریم را نعل کردن ؛ رشوه دادن . به قاضی یا حاکم و فرمانروا رشوه دادن .