نعل کهنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعل کهنه . [ ن َ ک ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نعل پاره . نعل فرسوده . ◄ کنایه از چیز بی قدر و قیمت و بی ارزش و نابکار است . رجوع به نعل پاره شود. - نعل کهنه به حلوا دادن ؛ رسم است که در ولایت نعل های کهنه را به عوض حلوا دهند، چنانچه در هندوستان آهن کهنه را در عوض نخود بریان . (آنندراج ) : دهد فلک مه نو را چو نعل کهنه به حلوا به آشتی کند از ناز اگر اشاره هلالش . شفیع اثر (آنندراج ).