نعمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعمان . [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبدالسلام بن حبیب بن حطیط التیمی اصفهانی، مکنی به ابوالمنذر، از ثقات محدثین واز زهاد و فقیهان قرن دوم هجری قمری است . اصل او ازنیشابور بود و در بغداد فقه آموخت . وی به سال ١٨٣ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ج ٩ ص ٦). رجوع به التهذیب ج ١٠ ص ٤٥٤ و خلاصة تهذیب الکمال ص ٣٤٥ شود.
نعمان . [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عامربن هانی بن مسعودبن ارسلان التنوخی اللخمی، مکنی به ابوالحسام، از امرا و فقهای مالکی مذهب و از شعرای قرن سوم و چهارم لبنان است . وی به سال ٢٢٧ هَ . ق . ولادت یافت و در بغداد به خدمت جاحظ رسید و از المبرد علم آموخت، سپس به لبنان برگشت و به امارت رسید و با متمردان جبل لبنان و نیز با رومیان مصاف داد و سرکشان را مغلوب کرد و سرهای ایشان را به بغداد نزد المتوکل علی اﷲ فرستاد. او راست : تیسیر المسالک الی مذهب المالک . دیوان شعری نیز از او باقی مانده است . وی به سال ٣٢٥ هَ . ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ج ٩ ص ٦).
نعمان . [ ن ُ ] (اِخ ) ابن حارث بن ایهم، از غسانیان شام است وی ١٨ سال سلطنت کرد. رجوع به تاریخ پادشاهان و پیامبران ص ١٢٣ و مجمل التواریخ ص ١٧٦ شود.