واژه جو

نعمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نعمی . [ ن ُ ما ](ع اِ) نعمت . تن آسانی . فراخی . دست رس نیکو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خفض . دعة. مال . (اقرب الموارد). ◄ آنچه کرده شود از نیکوئی در حق کسی . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ نعمی عین ؛ نعام عین . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به نعام شود.

معنی نعمی | واژه جو