نفاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفاش . [ ن ُف ْ فا ] (ع ص، اِ) شتران شب چرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة). نافشة. (اقرب الموارد). شتران چرنده در شب بدون شبان . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
نفاش . [ ن َف ْ فا ] (ع ص ) نداف . حلاّج . پنبه زن . واخنده . (یادداشت مؤلف ). ◄ متکبر. نفاخ . (المنجد). ◄ (اِ) نوعی لیمو است درشت تر از لیموهای معمولی . (از المنجد) (از متن اللغة). و آن رادر سواحل شام ابوصفیر گویند و آن قسمی از لیموی هندی است . (از متن اللغة).