نفس ارضی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفس ارضی . [ ن َ س ِ اَضی ی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فیلسوف هرگاه که گوید نفس ارضی معنی آن خواهد که قوتی است که آغاز قوتها وحرکتهاء گوناگون از وی است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفس ارضی . [ ن َ س ِ اَضی ی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فیلسوف هرگاه که گوید نفس ارضی معنی آن خواهد که قوتی است که آغاز قوتها وحرکتهاء گوناگون از وی است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).