واژه‌جو

نفس حسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نفس حسی . [ ن َ س ِ ح ِس ْ سی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد نفس حیوانی است که منشاء حس و حرکت است . (فرهنگ علوم عقلی از جامعالحکمتین ص ١٤٩ و شفا ج ٢ ص ٦٣٥) : دیوی است ستمکاره نفس حسی کو مایه ٔ جهل است و بی قراری . ناصرخسرو. پیش کعبه نفس حسی بهر قربان هدیه برد پیش صدرت جان قدسی کشت و قربان تازه کرد. خاقانی .

معنی نفس حسی | واژه‌جو