واژه‌جو

نفس خای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نفس خای . [ ن َ ف َ ] (نف مرکب ) آن که بازمی دارد و قطع می کند تنفس و تکلم را. (ناظم الاطباء). نفس گسل . (از آنندراج ) : ز دردهای نفس خای کامران بخروشم ز غصه های جگرکاو کامیاب بگریم . ظهوری (از آنندراج ).

معنی نفس خای | واژه‌جو