نفش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفش . [ ن َ ] (ع مص ) به انگشتان پراکنده کردن چیزی را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). به انگشتان پراکنده کردن پشم و پنبه را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). رجوع به معنی بعدی شود. ◄ پشم و پنبه زدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). واخیدن پشم و پنبه . (زوزنی ). ندف . (از متن اللغة). شیدن . واخیدن . زدن . حلج . ندف . فلخیدن . فلخمیدن . (یادداشت مؤلف ). ◄ به شب چرا کردن شتر و گوسپند بی راعی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). چرا کردن گوسفند به شب بی شبان . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠١)(از زوزنی ). چرا کردن گوسفند و شتر به شب بی شبان . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). نفوش . (متن اللغة). و اسم از آن نَفَش است . (از اقرب الموارد).
نفش . [ ن َ ف َ ] (ع اِ) پشم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). صوف . (اقرب الموارد). صوف منفوش . پشم زده شده . (از متن اللغة). ◄ ارزانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خصب . (اقرب الموارد) (متن اللغة): بلد ذونفش ؛ ای خصب . (از اقرب الموارد). ◄ متاع متفرق . (اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ (ص ) ابل نفش ؛ شتران شب چرنده . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). شتر یا گوسپند که به شب بدون شبان چرا کند . (از اقرب الموارد).