نفط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفط. [ ن َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ نفطة. رجوع به نَفِطَة شود.
نفط. [ ن َ ] (ع مص ) خشمناک گردیدن یا برجوشیدن از خشم .(از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ نَفَط. (منتهی الارب ). رجوع به نَفَط شود. ◄ نفیط. (متن اللغة). رجوع به نفیط شود.
نفط. [ ن ِ / ن َ ] (معرب، اِ) معرب نفت است . (غیاث اللغات ). نفت . رجوع به نفت شود. ◄ گاهی مجازاً باروت را نیز گویند. (غیاث اللغات ).