نفع بردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفع بردن . [ ن َ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) سود بردن . بهره ور شدن . بهره مند شدن . فایده حاصل کردن : از شکر نفع همی گیرد بیمار و درست دشمن و دوست از ایشان همه می نفع برند. ناصرخسرو. ز الماس او بسکه دل نفع بُرد توان سوده اش را به یاقوت خورد. ملاطغرا (از آنندراج ).