نفع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفع کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سود بردن . فایده بردن . ◄ سود رساندن . فایده دادن : این معامله فلان مبلغ برایش نفع کرد. ◄ مؤثر افتادن و تأثیر کردن دارو یا سخن در کسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفع کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سود بردن . فایده بردن . ◄ سود رساندن . فایده دادن : این معامله فلان مبلغ برایش نفع کرد. ◄ مؤثر افتادن و تأثیر کردن دارو یا سخن در کسی .