نفور
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (ص.) رمنده، دور شونده، نفرت کننده.
(نُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) رمیدن، دور شدن. ۲- حرکت کردن حاجیان از منی به سوی مکه. ؛ روز (یوم) ~ روز ۱۲ ذیحجه که حاجیان از منی به سوی مکه حرکت کنند. ۳- (اِمص.) رمیدگی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (ص.) رمنده، دور شونده، نفرت کننده.
(نُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) رمیدن، دور شدن. ۲- حرکت کردن حاجیان از منی به سوی مکه. ؛ روز (یوم) ~ روز ۱۲ ذیحجه که حاجیان از منی به سوی مکه حرکت کنند. ۳- (اِمص.) رمیدگی.