نقاد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانسنجش گر، سخن سنج، خرده گیرمترادفها و واژههای مرتبطصرافمنتقدواژه قبلی: نقابواژه بعدی: نقاره